1. افتضاحه!!! باز هم خشونت علیه زنان!!! چیزی که باور نداشتم اینقدر جدی باشه!!! 1 ساعت پیش که اومدم کنار پنجره لب تاپ رو گذاشتم جلوم و روشنش کردم که صدای جیغ بلندی رو شنیدم...اولش فکر کردم یه بچه ی کوچیکه ولی ادامه دار شد: ولم کن...ولم کن....ولم کن...تورو خدا ولم کن....کثافت ولم کن...میخوای منو بکشی؟ ولم کن!
همین الانم نمیدونم اون زنی که این فریاد ها رو میزد برای کدوم ساختمان بود و الان وضعیتش چطوریه! کاشکی میشد کمکش کنم......ولی سوال اینجاست:تا کی؟
2.امروز اولین دیدار نسبتا مهم امیر قلعه نویی با تیم ملیه...امیدوارم تیم نتیجه بگیره و امیر قلعه نویی که شایسته ترین مربی داخلی برای سرمربیگری تیم ملی است سالهای زیادی در کنار تیم باشه
3.آخ آخ آخ...اصلا حواسم نبود! روز پدر بر همه ی پدرها مبارک! بر پدرهای آینده هم مبارک!
4.باز هم یک مسافرت مسخره ی دیگه پیش رو دارم! برای من مسافرت با خانواده اونم برای مدت کم از تبعید بدتره! اونم کجا؟ کیش! اونم چند روز؟ 2 روز! احتمالا بدترین مسافرت زندگیم خواهد بود(امیدوارم از مسافرت تبریز کی عید رفتم بدتر نشه!)
راستی با هواپیما میرم...برا همین این شعر رو مینویسم:
برو دیگر که دل از غم رها کردم!
خداحافظ خداحافظ که دیگر بر نمیگردم!
...
هواپیماهای خطوط داخلی از درشکه بدترن به خدا!!!!! حتی اگه بهترین هواپیما و بهترین آژانس مسافرتی باشه(گویا برای ما اینطوریه!)
...
فعلا یا علی...عیدتون مبارک!
|
+| نوشته شده توسط
نوجوان در سه شنبه هفدهم مرداد 1385
|